میان کلمات می خزم

به انزوای همیشه

تو به من می نگری

 همیشه

بی صدا ، 

    وقتی که تاریکی می تراود

                                    از هر روزن

 پنجه هایم  روشن

من میان پنجه هایم

تو می نگری

               مچاله در کلماتم

تاببارد آفتاب

گرم می کنم

کلمات خیس را

تا نگاه تو ازدریچه

 گذشته ام از هزار دریچه تاریکی

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
حامد شكوري

سلام خانم گلشنی . به وبلاگ شما جسارتا لينک دادم . يا حق

حامد شكوري

سلام . در شعر اول ( يك كوير سكوت ) با تصاويري كه از وجود تركيب هاي موفق شكل گرفته مواجهيم مانند : گندم زاری خیس و يا گل و لای پیراهنم و يا پرنده ای سرخ پشت دند انهایم و همينطور آواز بـــــــــاد دایره وار ، پیچیده . خاصيت هم جنس بودن اين تصاوير منجر به تشكيل پيكره ي ساختمند اين شعر شده است / در شعر دوم ( ميان كلمات مي خزم ) ميل به بيان و حرف زدن متن را از كشيده شدن به سمت تصوير سازي دور كرده ( البته هر شعر خاصيت خود را دارد ) و خاصيت اين متن باعث پر رنگ شدن مفهوم در اين شعر شده است . گرچه بايد توجه داشت چگونگي به كارگيري مفاهيم تفاوت بين آثار را مشخص مي كند و روي اين صحبت با امثال متن هايي ست ( مانند همين متن ) كه داراي مفاهيم درخور مي باشند . جسارت مرا ببخشید . يا حق